Rate this post

اعتمادسازی و منابع انسانی در سالن های زیبایی: اساسی ترین نیاز کارکنان شما چیست و چگونه می توانید آنها را برآورده کنید؟ برای اینکه تیم خود را به سمت موفقیت هدایت کنید چه چیزی را باید بدانید؟

کارکنان کلید موفقیت هر نوع کسب و کاری هستند. عملکرد کارمندان می تواند یک عنصر پیشرفت یا یک دارایی مهم برای آرایشگاه یا سالن زیبایی باشد. مدیریت مناسب منابع انسانی در سالن های زیبایی، نقش مهمی خواهد داشت.

منابع انسانی در سالن های زیبایی: آنچه در مغز ما می گذرد

آنچه در مغز ما می گذرد

دو موضوع از علوم اجتماعی وجود دارد. اولاً، بسیاری از انگیزه‌هایی که رفتار اجتماعی ما  را هدایت می‌کنند، توسط یک اصل سازمان یافته برای به حداقل رساندن “تهدید” و به حداکثر رساندن “پاداش” اداره می‌شوند (گوردون، 2000). ثانیاً، چندین حوزه از تجربه اجتماعی، شبکه های مغزی یکسانی برای به حداکثر رساندن پاداش و به حداقل رساندن تهدید استفاده می کنند.

منابع انسانی در سالن های زیبایی: ضروری ترین نیازهای کارکنان چیست؟

ثابت شده است که پنج نیاز بر بهره وری و رفتار ما در محل کار تأثیر می گذارند. این نیازها عبارتند از: موقعیت، اطمینان، استقلال، ارتباط و انصاف. اگر یکی از آنها در محیط کاری ما برآورده نشود، به «حالت تهدید» می‌رویم و بازده کاری ما به خطر می‌افتد.

موقعیت برای افراد اهمیت نسبی دارد. اطمینان، توانایی پیش بینی آینده است. استقلال، حس کنترل رویدادها را ایجاد می کند. ارتباط یک حس هویت گروهی است و انصاف، حس مبادلات عادلانه بین مردم است.

اگر می‌خواهید مدیریت سالن منابع انسانی موفق باشد، باید بدانید که این پنج حوزه مدارهای «پاداش اولیه» یا «تهدید اولیه» مغز را فعال می‌کنند.

پنج نیاز کارکنان

منابع انسانی در سالن های زیبایی: پنج نیاز کارکنان

  1. موقعیت

اهمیت موقعیت نسبی است. دو جنبه کلیدی درک مغز ما از موقعیت عبارتند از: چگونه می توان یک تهدید را با اقدامات متداول در محل کار، مانند بررسی عملکرد و گفتگو مهار کرد و همچنین این واقعیت که تهدید و پاداش مربوط به تغییر موقعیت می تواند تغییر پذیر باشند.

  1. اطمینان

اهمیت اطمینان را می توان به دلیل تلاش مغز برای حفظ انرژی دانست. زمانی که ما با اطمینان کافی عمل می کنیم، مغز ما الگوها را حس می کند، مراحل بعدی را با موفقیت پیش بینی می نماید و بسیار کارآمدتر عمل خواهد کرد. اما زمانی که اطمینان نداریم و نمی توانیم اتفاقات بعدی را پیش بینی کنیم، مغز باید به طور چشمگیری از منابع بیشتری استفاده کند.

  1. استقلال

درک ما از توانایی ما برای اعمال کنترل بر محیط، تأثیر قابل توجهی بر پاسخ ما به عوامل استرس زا در زندگی ما دارد. وقتی احساس استقلال بیشتری می‌کنیم، در برابر استرس بسیار مقاوم‌تر می‌شویم، و زمانی که احساس استقلال کمتری می‌کنیم، می‌توانیم مجموعه‌ای از شرایط را بسیار استرس‌زاتر درک کنیم.

  1. ارتباط

هنگامی که افراد شروع به ایجاد یک ارتباط اجتماعی قوی تر می کنند، مغز آنها شروع به ترشح هورمونی به نام اکسی توسین در هنگام حضور یکدیگر می کند. این ماده شیمیایی که با محبت، رفتار مادرانه و سخاوت پیوند خورده است، تهدید را خلع سلاح می کند و شبکه های عصبی را بیشتر فعال می کند که به ما اجازه می دهند فردی را «درست مثل خودمان» درک کنیم.

  1. انصاف

این تصور که یک رویداد ناعادلانه بوده است، واکنشی قوی در مغز ایجاد می‌کند، خصومت را برمی‌انگیزد و اعتماد را تضعیف می‌کند. در سازمان‌ها، ادراک بی‌عدالتی محیطی را ایجاد می‌کند که در آن اعتماد و همکاری نمی‌تواند شکوفا شود. انصاف نیز مانند موقعیت، نسبی است.

توسعه بهره وری از طریق رفع نیازهای کاری

اگرچه یک شغل اغلب به عنوان یک معامله صرفاً اقتصادی در نظر گرفته می شود که در آن افراد کار خود را با پرداخت حقوق مبادله می کنند اما مغز در درجه اول محل کار را به عنوان یک سیستم اجتماعی در نظر می گیرد.

رهبرانی که این پویایی را درک می‌کنند و هدفشان مدیریت کارآمد منابع انسانی در سالن های زیبایی است، می‌توانند به طور موثرتری بهترین استعدادهای کارمندان خود را در یابند، از تیم‌ها حمایت کنند و محیطی ایجاد نمایند که تغییرات سازنده ایجاد کند.

تأثیر این پویایی عصبی، اغلب در سازمان ها قابل مشاهده است. به عنوان مثال، زمانی که مدیران یک تهدید را آغاز می کنند، مغز کارمندان کارایی خود را از دست می دهد. اما زمانی که رهبران باعث می‌شوند افراد نسبت به خودشان احساس خوبی داشته باشند، انتظاراتشان را به وضوح بیان کنند، به کارمندان اجازه تصمیم‌گیری بدهند، از تلاش‌های مردم برای ایجاد روابط خوب حمایت کنند و با کل سازمان رفتار منصفانه داشته باشند، باعث دریافت پاداش در مغز آنها می‌شود.